تبليغاتX
love




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



آمار وب



طراح قالب:



موزيک و ساير امکانات





سلامی نو اندیش

                                                               www.amirsas@yahoo.com

سلام به تمام دوستان گل امروز ایمیلمو واستون گذاشتم که اگه نظری یا

پیشنهادی یا انتقادی یا حتی یه مطلب خوب داشتید برام بفرستید مطمین

باشید که بعد از 24 ساعت جواب شماداده خواهد شو یا اگر مطلبی گذاشته

باشید بعد  ساعت10 روی وبلاگ نمایش داده خواهد شد.

                                                     

                                                       با تشکّر مدیر وبلاگ کبودک

                                                                                                                  


[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 21:35 | |






در کوچه سار شب

در کوچه سار شب، متنی از مجموعه شعر سیاه مشق 2 هستش که وقتی خوندم خیلی دلم گرفت به خاطر همین تصمیم گرفتم واسه شما دوستای گلم هم بزارم . پس تا آخر بخونیدش و نظرتونو دربارش بگین.

در این سرای بی کسی کسی به در نمیزند 

به دشت پرملال ما پرنده پر نمیزند


یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمیکند 

کسی به کوچه سار شب در سحر نمیزند


نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار

دریغ کز شبی چنین سپیده پر نمیزند


گذر گهی است پر ستم که اندر او به غیر غم

یکی صلای آشنا به رهگذر نمیزند 


دل خراب من دگر خراب تر نمیشود 

که خنجر غمت ازین خراب تر نمیزند


[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 18:38 | |






انتظار

        انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...



شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !



تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد!



تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، شکنجه رو حی ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛



هق هق شبونه ؛ افسردگی ، پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و .... !



برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد



و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد



تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!!



متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم



از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 19:53 | |






فرهنگ لغت ایرانی

قبولی در دانشگاه: نتیجه‌ای است که در کمال عدالت و انصاف، هیچ ربطی به رتبه‌ی کسب کرده‌تان ندارد

 بیمه‌ی عمر: قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود

سریال: فیلمی‌ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش

می‌دهد

  تلفن همراه: وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است

مترو: سونای بخار متحرک

عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود

آثار باستانی: خرابه‌هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته‌اند

خودپرداز: دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد ۹۹٫۹۹ درصد خراب است

اداره: محلی که شما بعد از تنش‌ها و جدل‌های منزل در آنجا استراحت می‌کنید

مجرم: فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند

گارانتی: یک اسم زیبا و خوش تلفظ

تحقیق: کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی

شب امتحان: حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی‌گری مایلی‌کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند

شناسنامه یا کارت ملی: دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است

بزرگراه: نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین فحش‌های باناموسی و بدون آن!

رئیس: فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر

می‌آید و یا مرخصی است  

ایرانسل: خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا

از پذیرفتن خانم‌های بد حجاب معذوریم: تابلویی که در همه‌جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن

روحیه‌ی مردم  

سطل آشغال: وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها             

مدرک تحصیلی: کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند

حراج: اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و

قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.

و غیره (و …): نشانه‌ای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور می‌کنید، می‌دانید  


[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 14:53 | |






عجیبه ها!!!!!!!!!!!

سلام برو بچ چ چ چ


بعد از مدتی اپیدم  .....


منتظر بودم تعداد نظرات تو نظر سنجی بیشتر بشه بعد آپ کنم


که اونم هیشکی نظر نداد ... واقعا ممنونم


در عوض من یه نظر سنجی دیگه گذاشتم 


امیدوارم دیگه به این یکی محل بدین


خب بریم سراغ مطلب داغمون که واقعا جالب درباره قوانین دنیاست


فقط یه وقت نترسینا!!!!!


 


در بنگلادش تقلب کردن در مدارس غیرقانونی است و افراد بالای 15 سال برای تقلب به زندان فرستاده می‌شوند.

در تایلند انداختن آدامس جویده شده روي زمين 500 دلار جریمه دارد.

در فنلاند زمانی پخش کارتون دانلد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.

در ايالت ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق دارند.

در انگلستان چسباندن برعکس تمبر عکس ملکه، نشانه خیانت است و مجازات دارد.

در واشنگتن، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.

زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می‌آمد.

در کره شمالي تلفن کردن به خارج از کشور ممنوع و مجازات سنگيني دارد.

مردم کره شمالی 50 سال است هر روز و قبل از شروع کار ابتدا در مقابل مجسمه‌های رهبر حکومتشان و پدر او تعظیم مي‌کنند!

ورود هر حيواني به پارلمان انگليس ممنوع است، به غير از بز گاندي؛ اين قانوني بود كه پارلمان انگليس قبل از سخنراني گاندي تصويب كرد.

در اسكاتلند، اگر كسي به منزل فرد ديگري مراجعه كرده و درخواست رفتن به توالت كند، قانونا حق انجام اين كار را دارد.

قانوني در شهر ميلان ايتاليا وجود دارد که براساس آن خنديدن در تمام حالات الزامي است؛ مگر در تشييع جنازه يا هنگام عيادت بيماران.

در ايالت ميشيگان آمريکا طبق قوانين، دندانپزشكان در اسناد رسمي مكانيك محسوب مي‌شوند.


نظر یادتون نره!!!!!


تو نظر سنجیم شرکت کنین!!!!!






[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 16:14 | |






رفیق راه

راهی دریاب 


که بال و پر خسته ام را


در چشمه سر راه خیس کنم.


لحظه ای، مهمان خیال شوم


آه را


در راه رها کنم،


قاب عکس سوت و کور را


آویزان بر شاخه ای،


عشق را صدا کنم.


راهی دریاب


که با نغمه های باران بخوانم.


خسته به کوچی دیگر پر نگشایم.


راهی دریاب


که طنین پر شوق پرندگان


مرا آرام به خواب ببرد.


دست صیاد به آنجا نرسد.


دل در بی نیازی شیدا و ترانه خیال


رها شود.


از هر سو که بنگریم


چشم امید در تکاپو باشد.


بی آنکه من کسی را صدا کنم،


شادی و خنده عشق بیدار


و بوستان خاطره ها


از چشم زمان


نهان نباشد.



سلام علیکم


بازم اومدم امااااااا باااااااا دست پرررررررررررر!!!!!!!!!!!!!


طبق نظر سنجی شما آپیدم .................


پس بازم نظر بدین که پست بعدیو چی بذارم...............


بازم حرف همیشگیمو بگم لطفا در نظرسنجی شرکت کنید


[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 21:53 | |






باغ انتظار

يادش به خير باد كمي مانده تا قرار



من بودم و تو بودي و قانون انتظار


تو بودي و فراغت از آشوب ِ قلب من



من فارغ از تفكر دنيا و كسب و كار



سلام به همگی اگه آپم یه ذره بده و کمه به بزرگیه


خودتون ببخشید


حالا که خوندین یه نظرم بدین بد نیست


بازم میگم لطفا در نظر سنجی

شرکت کنید


ممنون



[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 16:48 | |






دانشجویان جهان

ببخشید یه مدت بخاطر امتحانات آپ نبودم ولی با یه آپ

مششششت دوباره شروع کردم!


تا پایین برو....



دانشجویان جهان

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!

مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم

شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آن دو با هم عروسی

می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!  

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس

اصلی می فروشد!  

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده!

مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید! گینه بی صاحاب: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا

به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!  

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل

کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!  

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری منقرض می شود ولی

آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!

و اما ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد!

سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد ... معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق

عبارت « خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دو پرس از غذای دانشگاه را می

خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که

کرد ... وگرنه سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می

شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به

دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ... و در یک کلام عشق و حال می کند! نسل

دانشجوی ایرانی درسخوان ... در خطر انقراض است  


نظر یادت نره


[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 21:44 | |






به شکست من نخند!

                           

به روی من نظاره کن، مخند بر شکست من

به مست و شبرویی چو من چو عاقلان مگو سخن

به راه کج اگر روم مرا به حال خود گذار

به من نگیر خورده ای که نیستی به جای من

در آستانه ی سقوط رها کن این دو دست را

که بیش از این نمانده جان در این حصار سرد تن

به ورطه خیال اگر مرا نظاره گر شوی

چو دلشکسته ام شوی مگیر خرده ای ز من

به بغض خورده ام قسم به پای خود نیامدم

چگونه خواستی ز من نرو به پای خویشتن

ز چشم تو شب سیه سپید می شود شبی

ولی نمانده هیچ چیز ز تار و پود این کفن

اگر چه بر زبان خاک هزار گفته خفته است

در این سرای شب ولی نمانده گوش در بدن


[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 20:54 | |






هفت سین

                                                             با نگرش به آنچه که آمد،شگفتی بزرگیست که در بیست میلیون واژه های پارسی، نمیتوان هشتمی را برای هفت سین های نوروزی پیدا کرد که دارای این پنج ویژگی باشند.بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگی‌ها نباشد - اگر چه با بندواژهٔ «س» هم آغاز شده باشد - نمی‌توان جزء هفت سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگی‌ها را دارا هستند:
سیر : نماد اهورامزدا
سیب: نماد فرشته سپندار مذ، فرشته زن ،باروری و پرستاری است.(اسفند)
سبزی:نماد فرشته اردیبهشت و نماد آبهای پاک است.
سنجد : نماد فرشته خرداد و نماد دلبستگی است.
سرکه: نماد فرشته امرداد و نماد جاودانگی است.
سمنو : نماد فرشته شهریور و نماد خواربار است.      
                                                               

[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 9:27 | |






بدشانسی

               خواستم داستانی بنویسم ٬قلم نعره کشید ٬کاغذ پاره شد ٬افکارم در هم گسیخت  

همه از من تقاضای سکوت کردند قلم می دانست که شرح دردها و غمها را به صورت لغات نقاشی کند .

افکارم می دانستند که از در همی مانند زنجیری سر در گم می شوم .

کاغذ می دانست که در زیر سطور غم و اندوه محو می شوم ومن خاموش٬سکوت را بر گزیدم . 

چشمانم سکوت مرا با اشک معاوضه کردندو قطره های اشک و اندوه دل مثل باران بهاری ٬ ارمغان کویر گونه هایم شدند .

[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 16:50 | |






غمزده

دو چشم خسته اش از اشك تر بود

ز روي دفترم چون ديده بر داشت
غمي روي نگاهش رنگ مي باخت
حديثي تلخ در آن يك نظر داشت
مرا حيران از اين نازكدلي كرد
مگر اين نغمه ها در او اثر داشت ؟
چا دل را به خاكستر نشانيد؟
اگر از سوز پنهانش خبر داشت
نخستين بار خود آمد به سويم
كه شوقي در دل و شوري به سر داشت
سپردم دل به دست او چو ديدم
كه غير از دلبري چندين هنر داشت
دل زيباپرست من ز معشوق
تمناي نگاهي مختصر داشت
نگاهش آسماني بود و افسوس
كه در سينه دلي بيدادگر داشت!
پر پروانه اي را سوخت اين شمع
كه جانان را ز جان محبوب تر داشت
به پايش شاعري افتاد و جان داد
كه آفاق هنر را زير پر داشت
نمي داند دل پر درد شاعر
چه آتش ها به جان زين رهگذر داشت
ولي داند : « فريدون » تاج سر بود
اگر غير از محبت سيم وزر داشت!

مرا گويد مخوان شعر غم انگيز
كه حسرت عقده گردد در گلويم!
خدا را ، با كه گويم كاين ستمگر
غمم را هم نمي خواهد بگويم!
                                                                                                                                                                          

[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 17:4 | |






بازندگان و برندگان

1۰ نکته از کتاب برندگان و بازندگان اثر جی هریس

1-وقتی برنده ای مرتکب اشتباهی می شود می گوید: اشتباه کردم. وقتی بازنده ای مرتکب اشتباهی می شود می گوید: تقصیر من نبود.

2-برنده می گوید: "باید راه بهتری هم وجود داشته باشد". بازنده می گوید:" تا بوده همین بوده و تا هست همین است".

3-بازنده هنگامی که از دیگران بدرفتاری می بیند٬ خشم خویش را به زبان نمی آورد و زجر می کشد وبا انتقام گرفتن از خود شرایط بدتری را به وجود می آورد. برنده در چنین شرایطی آزادانه رنجش و آزردگی خود را بیان نموده٬ تخلیه احساسی می کند٬ سپس مسئله را به فراموشی می سپارد.

4-برنده در وجود یک آدم بد٬ خوبی ها را می جوید و روی همین قسمت کار می کند. بازنده در وجود یک انسان خوب٬ بدی ها را می جوید٬ از این رو به سختی می تواند با دیگران همکاری کند.

5-برنده هراسی ندارد که در موقعیت های ضد ونقیض قرار بگیرد٬ زیرا در افکارش خللی وارد نمی شود. بازنده سازگارشدن با موقعیت های ضد ونقیض را به کار شایسته ترجیح می دهد.

6-برنده دیگران را نکوهش می کند ولی آنان را می بخشد. بازنده چنان بزدل است که قادر به نکوهش دیگران نیست و چنان حقیر است که قادر به بخشیدن دیگران هم نیست.

7-برنده حتی زمانی که دیگران وی را به عنوان یک خبره می شناسند٬ می داند که هنوز خیلی چیزها را نمی داند. بازنده می خواهد که دیگران او را به عنوان یک خبره بدانند واین نکته که" بسیار کم می داند" را هنوز نیاموخته است.

8-برنده گشاده روست زیرا می تواند بی آنکه خود را حقیر کند٬ برخطاهای خویش بخندد. بازنده چون حتی خود را درخلوت خویش پست و حقیر می شمارد٬ درحضور دیگران نیز قادر به خندیدن بر خطاهای خود نیست.

9-برنده هر کاری که از دستش برآید انجام می دهد واگر سرانجام شکست خورد به معجزه امید می بندد. بازنده بدون آنکه کوچکترین تلاشی بکند به انتظار معجزه می نشیند.

10-برنده تا دم مرگ بیش تر از آنچه می گیرد می دهد. بازنده تا پای جان از این توهم دست بر نمی دارد که پیروزی یعنی بیش از آنچه که می دهی بستانی.


[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 15:59 | |






داستان عاشقانه

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید… چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت) دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود.. آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم…


[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 18:26 | |






سکوت


[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 20:31 | |






سخنان حکیمانه قسمت 1

برای نادان پیرایه ای سزاورتر و زیباتر از خاموشی نیست . بزرگمهر

هنر آموختن گوش کردن است . گادامر

چه زیبایند آنانی که همیشه لبخندی برلب دارند . ارد بزرگ

در میان امواج ، در جاده های پر فراز و نشیب و در دریاها به دنبال خوشبختی می دویم ، در حالیکه خوشبختی در اینجاست . هوراس

به لاک پشت ها نگاه کنید، آنها تنها وقتی پیشرفت می کنند که سرشان را از لاک خود بیرون می آورد . جیمز بریانت

شایستگان آنانی هستند که آفریننده و منجی اند . ارد بزرگ

درخشان ترین تاجی که مردم بر سر می نهند در آتش کوره ها ساخته شده است . چارلی چاپلین

یکبار پشیمان نشدم بر اینکه چرا گفتم ولی باره ندامت بردم به آنچه گفتم . فلمز

آنانکه هنجار وجودیشان در نابودی داشته های دیگران است و خود بی میوه اند را باید به کارهای بدنی واداشت تا بدین گونه خیری برای همگان و خویش داشته باشند . ارد بزرگ

خواننده دقیق می تواند در یک سال از روزنامه ها بیش از آن چیزهای مفید بخواند و بیاموزد که دانشمندان از کتابخانه های بزرگ خود می آموزند . ف – ب – سبزن

اگر شیر درنده ای در برابرت باشد بهتر است از اینکه سگ خائنی پشت سرت باشد

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)

کسی که دوبار از روی یک سنگ بلغزد، شایسته است که هر دو پایش بشکند .

. اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم…..تو نیز به من آموختی چگونه دوست بدارم اما به من نیاموختی که چگونه تو رو فراموش کنم جبران خلیل جبران:

چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد در طوفان زندگی باخدا بودن بهتر از ناخدا بودن است چه ساده با گریستن خویش زاده میشویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا میرویم و در میان این دو سادگی معنایی میسازیم به نام زندگی

ازدواج مثل بازار رفتن است ، تا پول و احتیاج و اراده نداری به بازار نرو!

زندگی را تو بساز ، نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف ، زندگی یعنی جنگ ، تو بجنگ ، زندگی یعنی عشق ، تو بدان عشق بورز.

سکوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پر بهاترین داشته هاست!

تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است پس همیشه امید داشته باش . . . چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس و حقیقت را با واقعیت و حلال را با حرام و دنیا را با عقبی و رحمان را با شیطان .

 هنگامی که دوستی به مشکلی برخورده است ، او را با پرسیدن اینکه : “چه کاری میتونم برات انجام بدم” آزار ندهید ، یک فکر مناسب بکنید و آن را انجام دهید .

 الهی مرا برای خودت آفریادی ز مادر برای عشق ورزیدن به تو زاده شده ام مرا صید هیچ آفریده مکن میدونی ادمها چرا وقتی بزرگ میشن دیگه با مداد نمی نویسند !!!

چون یاد بگیرند هر اشتباهی دیگه پاک نمیشه!!۱ همیشه گورستانی در قلبت برای خاکسپاری خطای دوستانت بساز


[+] نوشته شده توسط امیر حسین در 13:55 | |




& & & l